نوشتن. نعره بی صداست
به مناسبت سالروز دوم خرداد ۷۶ :

 

سینه را درد دیر پیوندیست

راز دیرین نگفته ام ، چندیست

بغضی از قیر در گلو دارم

گفتن رازی آرزو دارم......

    آه! آزادی ،ای دروغ بزرگ!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 خرداد1389ساعت 13:48  توسط مصطفی | 
نمایشگاه کتاب امسال هم تمام شد. نمایشگاهی متفاوت از سالهای قبل. نکات قابل توجهی در نمایشگاه امسال به چشم می خورد:

-اینکه در همان زمان شروع ، مسئولین برگزاری شاخ وشانه کشیدند که نیروهای امنیتی در نمایشگاه حضور پررنگ خواهند داشت.

-اینکه به برخی کتابها که در زمان همین دولت منتشر شده اند اجازه عرضه داده نشد.

-اینکه برخی ناشرین از حضور در نمایشگاه محروم شدند و آنها را با بقال و قصاب مقایسه نمودند.

-اینکه تعداد زیاد غرفه های عرضه مواد خوراکی توی ذوق می زد.

-اینکه در محوطه نمایشگاه به هر جا نگاه میکردی پر از آشغال بود ، مخصوصا کنار پله ها و روی چمن ها.

-و در نهایت اینکه گویا مسئولین نمایشگاه تصور درستی از آلودگی محیط ندارند. آلودگی فقط شامل آلودگی صوتی و شیمیایی و زباله نیست ، یکی از مهمترین آلودگی ها در دنیای امروز ، آلودگی بصری است. اینکه به تصور حضور در یک جشن بزرگ کتاب وارد نمایشگاه شوی و در برابر خود کوهی از آهن و آجر را ببینی و کارگرانی که مشغول برش و جوش دادن آهن آلات یا جابجایی آنها هستند و صداهای گوشخراش و مناظر روح خراشی که از این کار عظیم ساختمانی ، محیط را پر کرده اند. انسان ها که اینجا حرمتی ندارند ، انسان های کتابخوان که هیچ حرمتی ندارند. لااقل حرمت کتاب ها را نگه می داشتند و نمایشگاه را به جای آبرومندی می بردند....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اردیبهشت1389ساعت 8:34  توسط مصطفی | 
گرگ ها خوب بدانند در این ایل غریب

گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز

گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند

توی گهواره چوبی پسری هست هنوز

آب اگر نیست نترسید که در قافله مان

دل دریایی و چشمان تری هست هنوز

                                                   زهرا رهنورد

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اردیبهشت1389ساعت 15:25  توسط مصطفی | 
هر شب ستاره ای به زمین می کشند و باز

                                       این آسمان غمزده غرق ستاره هاست

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اردیبهشت1389ساعت 15:16  توسط مصطفی | 
  • احساس وظیفه می کنم که به نسل جوانی که شور رهایی و آزادی دارد بگویم که ما اگر به دمکراسی نرسیدیم از این بابت نبود که رویای دمکراسی را نداشتیم بلکه برای رسیدن به دمکراسی روش دمکراتیک نداشتیم.

         .                                    .                                      . محسن مخملباف

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 مرداد1387ساعت 9:10  توسط مصطفی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
در اسفند 1351در زنجان زندگی ام را شروع کرده ام ولی در شناسنامه ام تابستان 1353 ثبت شده است.به کتاب و فیلم و مسایل اجتماعی و تا حدودی به سیاست علاقه دارم و بیشتر در این موارد خواهم نوشت.

نوشته های پیشین
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
مرداد 1387
تیر 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
پیوندها
فمینا
حرکت بر مدار صفر درجه
تحقیقات فلسفی
این خانه سیاه است
یکی برای همه
کولیتاس
فمینیست
دلریخته
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM